به گزارش خبرنگار فرهنگی سراج24، سال گذشته بود که عدم حضور رهبر معظم انقلاب در نمایشگاه کتاب از نظر بسیاری از مدریران فرهنگی و فعالان نشر به نارضایتی ایشان از حوزه فرهنگ تعبیر شد. به طور مثال مهدی مفضائلی در همان روزهای پس از نمایشگاه کتاب سال گذشته در این باره گفته بود: «رهبر انقلاب عنایت ویژه ای به کتاب و مطالعه دارند و در طول برگزاری نمایشگاه کتاب در این سال ها چند مرتبه در سفر بوده اند و دو مرتبه نیز در دوران اصلاحات بوده است، که به نمایشگاه کتاب نیامده اند. برداشت عمومی از عدم حضور ایشان در نمایشگاه اینطور بوده که رهبری انقلاب در اعتراض به سیاست های وضعیت فرهنگی کشور به بازدید نمایشگاه نیامده اند. با توجه به اهتمام رهبری به حوزه فرهنگ و با نظر به بیانات ایشان در جمع خبرگان رهبری در سال گذشته و همچنین نامگذاری امسال از سوی ایشان به سال فرهنگ، حکایت از دغدغه های جدی رهبر انقلاب در حوزه فرهنگ دارد و نیامدن ایشان می تواند این معنی را در برداشته باشد که نارضایتی هایی در این حوزه دارند.»
این در حالی بود که رهبر انقلاب در طول دوران رهبریشان تنها هشت دوره در نمایشگاه کتاب شرکت نداشتهاند که آن دلایلی روشن دارد اما در باقی سالهای برپایی بزرگترین رویداد فرهنگی کشور نه تنها شرکت کردهاند بلکه مانند یک دلسوز و علاقهمند به حوزه کتاب مشورت دادهاند و مسیر را برای فعالان نشر و فرهنگ مشخص کردهاند.
اما ترس از عدم حضور دوباره رهبر انقلاب در نمایشگاه مسئولان فرهنگی کشور را بر آن داشت تا به ایشان دعوت نامه رسمی برای حضور در نمایشگاه تقدیم کنند. این در حالیست که برگزاری نمایشگاه کتاب در نظر رهبر حکیم انقلاب به اندازهای اهمیت دارد که ایشان از این رویداد بزرگ با عنوان «بهار کتاب» یاد کردهاند و به کار بردن این عبارت نشانگر این مسئله است که رهبر انقلاب که فردی کتابخوان هستند، برای شرکت در نمایشگاه کتابی که به نوعی بهار کتاب است نیاز به «دعوت رسمی» ندارند.
اما چرا و چه فعالیت هایی طی دو سال گذشته باعث شد که مسئولان فرهنگی نارضایتی رهبر انقلاب را پیش بینی کنند و با دعوت رسمی از ایشان خواهش کنند که در نمایشگاه کتاب حضور پیدا کنند.
اگر بخواهیم به چند مورد اشاره کنیم رفتارهایی نظیر تلاش برای رفع فیس بوک که بارها از زبان جنتی شنیده شد. گله مندی از ممیزیهای سالگذشته، تلاش برای رفع اثار توقیفی همانند رمان کلنل نوشته محمود دولت آبادی، اکران فیلم هایی بی سابقه ای نظیر استراحت مطلق و قصه ها که در میزان سیاه نمایی در بالاترین درجه قرار داشتند، عدم تحمل انتقاد از دولت که باعث توقیف هفته نامه 9 دی و تذکر و توقیف موقت روزنامه هایی نظیر وطن امروز شد نشان داد جنتی مسیر بدون حاشیه ای را طی نمی کند.
اما حواشی جنتی در بعضی از اوقات بسیار گل درشت تر از باقی موضوعات بود. به طور مثال در مراسم تشییع محمدرضا لطفی، علی جنتی وزیر فرهنگ جمهوری اسلامی در کنار محمود دولت آبادی نشست و این شخص نیز با بی احترامی کامل و حالت زننده ای در کنار وی سیگار کشید.

محمود دولت آبادی جزو همان کسانی هست که در کنفرانس برلین به سرکردگی اکبر گنجی خطاب به سلطنت طلبان گفتند: غلط کردیم انقلاب کردیم !
یا برای مثال دیگر در همین نمایشگاه سال جاری جنتی با ابراهیم یزدی سرکرده گروهک ضد انقلاب نهضت آزادی دیدار کرد. جنتی در این دیدار و در پاسخ به درخواست لغو ممنوعیت انتشار کتاب های نامبرده می گوید : ما از سال ۵۴ با هم دوستیم و به شما ارادت داریم.
علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به کسی ارادت دارد که امید آمریکا برای نفوذ در ایران بوده و شخصیت او برای دوست و دشمن هویدا است ولی از این نیز می گذریم و به نامه تاریخی حضرت روح الله به وزیر وقت کشور می رسیم .

امام خمینی درباره نهضت آزادی می گوید: نتیجه آنکه نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بیاطلاع از مقاصد شوم آنان هستند میگردند، باید با آنها برخورد قاطعانه شود، و نباید رسمیت داشته باشند.
این موارد گفته شده تنها گوشه ای از رفتارهای وزارت ارشاد دولت یازدهم در راستای ایجاد حواشی بود. کارنامه ای نه چندان درخشان که نشان می دهد اوضاع فرهنگی چندان در کشور روبه راه نیست. اما حضور رهبر انقلاب در این شرایط تنها یک لطف بزرگ به مسئولان فرهنگی است که باید قدر دانسته شود. هم آنها و هم ما می دانیم همچنان که وزیر سابق اطلاعات حجت الاسلام مصلحی گفتند رهبر معظم انقلاب از اوضاع فرهنگی کشور راضی نیستند.
وزارت ارشاد که در لبه استیضاح قرار دارد باید شاکر لطف بزرگ رهبر انقلاب باشد. شکر این نعمت هم جز با تغییر رویه ممکن نیست. باید به جای ایجاد حواشی و رفتارهای غیر صحیح در راستای پیاده سازی الگوی اسلامی فرهنگ قدم بردارد تا باز مجبور نشود برای حضور رهبر انقلاب در نمایشگاه دعوت نامه صادر کند. چرا که رهبر انقلاب به جز سال هایی که در سفر تشریف داشتند و دو سالی که در سال های وزارت مهاجرانی در نمایشگاه حاضر نشدند، بدون دعوت نامه به نمایشگاه آمدند.
این حضور یک لطف بزرگ به مسئولان فرهنگی کشور بود. آیا شکر نعمت از جانب مسئولان فرهنگی انجام می شود یا همان رویه قبلی را طی می کنند؟



